الف: اون نگاه کودکانه و خنده ای که بعدش نشست چی داشت که منو یک ساعت شایدم بیشتر به گریه می ندازه .اصلن چرا باید اون بچه رو ببینم؟!!!!!!!!!!!!!!!
ب:هیچی نمی تونه به اندازه اون اس ام اس که از اهواز پر زده تا نشسته رو گوشی من ، خوشحالم کنه .آخه دیوونه تو که می دونی چقد دلم برا خودتو شیطونیات تنگ شده .این پرسیدن داره ؟!!!!! از این که آخر ماه میای خیلی خوشحالم .فقط خدا می دونه چقد دوس دارم ساعت یک ظهر زنگ در خونه رو بزنی من بیام درو باز کنم چار تا فحش درس حسابی بدم که آخه این چه وقت مهمونی اومدنه!!!! به اندازه تمام روزای سال 87 برات حرف دارم.
ج:از کار جدید خیلی خوشم اومده.خوب تونستم ارتباط برقرار کنم هم با مشتریا و هم با هم کارام .خوشحالم که روزای تعطیل دلم برا اداره تنگ می شه.
د:سعی می کنم با شرایط جدید کنار بیام .سعی می کنم که کمتر غر بزنم ، سعی می کنم رابطه رو کمرنگ تر کنم که اگه یه زمانی یه آشغالی پیدا بشه و من زنش بشم دلم کمتر بهونه تو رو بگیره .سعی می کنم به قولایی که دادم عمل کنم،دارم سعی می کنم ولی از اینکه انتظارات داره به صورت احمقانه ای بالا می ره خسته شدم.آخه کی می خوای بفهمی من هنوز وقتی دارم از پله ها میام برا دیدنت دلم تاپ تاپ می زنه.من هنوز خواب خونه ی رویاهامونو دارم می بینم.رفتارت به شدت مضخرف و خودخواهانه شده وچه ضجری می کشم من ،وقتی که کارا رو با دلایل خودهانه ی خودت توجیه می کنه.